تبليغاتX
ای سرای امید
ای سرای امید

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چرا جواب پیرمرد تو گلوم موند؟
وقتی سرویس شلوغ شد خودم رو کشیدم صندلی بغلی تا جا برای نشستن یک نفر دیگه باز شه.اومد کنارم نشست.پیرمردی بود.با ریش های سفید.با یه رادیو تو جیبش.رادیو رو در آورد و صداش رو زیاد کرد.انگار کل سرویس می خواد بهش گوش کنه.خوب منم قدیمی هامون رو خیلی دوست دارم پس هیچی نگفتم.اول برنامه ی دعا بود.نمی دونم چرا حس سخنرانی داشت و همراه رادیو یه چیزهایی می گفت که درست نفهمیدم چی.بعدشم اخبااااااااااااااااااااار.خدایا صبرم بده.داشت در مورد تمدید تحریم های آمریکا در مورد ایران حرف می زد.و نطق پیرمرد هم باز شد.می گفت:"ببینید از شدت گناه چه قدر احمق شدند.خوب به ایران نمی فروشید خودتون ضرر می کنید.ایران از جای دیگه می خره و شمایید که ورشکست می شید.از شدت گناه به خریت رسیدند و گرنه خدا که احمق نمی آفرینه.تا گناه کمه توفیق توبه هست اما وقتی زیاد بشه توفیق توبه هم از بین میره."می بینید؟این یکی از مشکلات ماست تو بحث ها و فهم هامون.مقدمه ی درست نتیجه گیری غلط.حرف درست مصداق غلط.به نظرتون پیرمرد توی ایران زندگی نمی کنه؟به نظرتون تا حالا دم خونش شلوغ نشده؟فکر می کنید تا حالا باتوم دیده که تو سر یکی فرود میاد؟تا حالا قیافه ی این برادرها ی نامحترم بسیجی رو دیده که می خوان مردم رو از هم بدرند؟گناه چیه؟عمو جونم ببین چه روزگاری برامون درست کردید؛تو و هم نسل هات .این گناه تویه.پس تا کمه ازش توبه کن.توبه کن عمو جان.

نوشته شده توسط ایران بانو در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شطرنج ما و کودتاگران

تاج و تخت شاه دیروز / در قلعه اشون نمیشه
به خیالشون که این تاج / سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه / که به صد مهره نمی باخت
تاج رو از سرش تو میدون / لشکر پیاده انداخت

 

نوشته شده توسط ایران بانو در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
حتما ببینید
سلام دوستان گلم.گفته بودم که دانشگاهمون شلوغ بوده.اما از یک چند نفری که پرسیدم انگار خبری به بیرون درز نکرده.این لینک دو تا از فیلم هاییه که دوستای عزیزم گرفتند.ببینید.آدم ذوق مرگ میشه(خدا نکنه)

http://www.2shared.com/file/8979968/a770a729/MOV00002.html

http://www.2shared.com/file/8980023/a4475871/Video0011.html

نوشته شده توسط ایران بانو در جمعه پانزدهم آبان 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چه حسی!
سلام بچه ها!دیروز دانشگا ها هم ترکوندند.دیدید؟فقط یکی از شعارهاشون رو بگم که وقتی شنیدم باورم نمی شد همچین جراتی.ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما .دمتون گرم.سرتون خوش .یوهو...............

نوشته شده توسط ایران بانو در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ایران ایرانم ایرانم

زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد

این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد

ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد

ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سر سهراب بگذرد

گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد

نوشته شده توسط ایران بانو در پنجشنبه هفتم آبان 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

من گم شده ام.از یابنده خواهشمند است که مرا در نزدیک ترین صندوق پست بیاندازد.

نوشته شده توسط ایران بانو در پنجشنبه سی ام مهر 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
این پست مال برادراست
سلام برادرهای نه چندان عزیزم.امیدوارم اول این پست رو بخونید(آرزو بر جوانان عیب نیست)بعد فحش بنویسید.هیچ می دونید بودن شما چه کمکی به ثابت قدمی ما می کنه؟ما وقتی به نظر شماها برخورد می کنیم به راهمون مطمئن تر میشیم.می دونید چرا؟چون راهی که مخالفانش چون شماهایی باشند بی ادب و بی نذاکت و بی... حتما راه درستیه.بازم از این کارها بکنید.ما مثل شما هر کی از خودمون نیست رو نجس نمی دونیم.هر وقت بخواید می تونید تو این وبلاگ نظر بذارید.برادرها فقط یه چیز از خدا نمی ترسید؟

نوشته شده توسط ایران بانو در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کاش برسد
امروز تو پارک با یک دوست نشسته بودم.چندین قدم ان طرف تر روی چمن ها کبوترها هی می نشستند و می پریدند و دوباره می نشستند.

کاش روزی برسد که کبوترهایمان بی ترس دام دانه برچینند.

نوشته شده توسط ایران بانو در شنبه هجدهم مهر 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مکالمه ی آسمونی

با خودم فکر می کردم چه کسی را دوست خواهم داشت.کسی که مرا آن طور که هستم دوست بدارد نه آن طور که می خواهد باشم.

دو دقیقه نگذشته بود که فریده اس ام اس داد:« آدم ها را دوست دارم.آن طور که هستند نه آن طور که می خواهم باشم.»

- همین دو دقیقه پیش داشتم به این جمله فکر می کردم.البته جمله ی من برعکسش بود.دوست دارم مرا آن طور که هستم دوست بدارند نه آن طورر که دوست دارند باشم.

- تو راهت رو برو و به نظر همه احترام بذار حتی اگه ازت متنفر باشن.این چیزیه که که تو رو از دیگران متمایز می کنه و یادت باشه که تو فقط برای خودت و خداست که زندگی می کنی و باید به اون جایی برسی که براش خلق شدی و مهم نیست دیگران دوست داشته باشن یا نه.مهم تنها تویی.

- کاش آدم ها به جایی برسن که از توجه و دیگران بی نیاز شن و از محبتشون.

- قدرت بی کران  خدا رو دست کم نگیر.کافی نیست وقتی میبینی خدایی داری که تمام توجه و مهر و رحمتش به توست؟همیشه یادت باشه که خدا جهان رو برای تو خلق کرده و بهترین ها رو برات کنار گذاشته با داشتن همچین خدایی بی انصافیه که به غیر از اون محتاج باشیم.

-  ما آدم ها فکر می کنیم که خدا خیلی ازمون دوره.هممون این جمله رو می دونیم«خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره.» اما باز هم وقتی می خوایم دعا کنیم دست هامون رو می گیریم جلوی صورتمون و به آسمون نگاه می کنیم.کسی هم نیست که بهمون بگه خدا همین جاست.توی بندبند انگشت هات.خدا توی خط به خط کف دستت جاریه.چرا به آسمون نگاه می کنی؟

-  اشتباهت همین جاست.خدا خیلی نزدیکه.مثلا همین الان تو فکر می کنی که این چیزهارو من دارم بهت میگم اما شاید این خدا باشه که می خواد از زبون یه جسم حقیر با تو حرف بزنه و من براش یه وسیله ام مثل تلفن.خدا همون جایی هست که تو دلت می خواد باشه.باور کن خدا دلش می خواد باهاش حرف بزنی،براش گریه کنی.اون وقت دستش رو حس می کنی که روی شونته.این یه حرف نیست تجربه ی شخصیمه.خدا خیلی بزرگه بی نیازت می کنه.

-  یار نزدیک تر از من به من است/وین عجب تر که من از وی دورم
نوشته شده توسط ایران بانو در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 | موضوع:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
یه وبلاگ دیگه

سلام دوستان.خوبید؟تبریک به خاطر جمعه.شنیدم ترکوندید.ندیدم اما.اینجا ماهواره ندارم.من و یکی از دوستان سبزم یه وبلاگ مشترک زدیم.شما که این همه به من لطف دارید و سر می زنید اون وبلاگ هم به قدوم سبزتان مزین کنید.

http://2mojsabz.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط ایران بانو در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 | موضوع: